(سپس) نگاهی به ستارگان افکند...
As-Saffat 37:88
Compare 5 Persian translations
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ
DragHold to move · × to hide
پس نظری به ستارگان افکند،
[چون از او دعوت کردند که شبانه به مراسم عیدشان برود] نگاهی به ستارگان انداخت،
سپس نگاهی به ستارگان انداخت. (انگار میخواهد از اوضاع کواکب، حوادث آینده را پیشبینی کند). [[«نَظَرَ نَظْرَةً ...»: نگاه ابراهیم به ستارگان آسمانی، جنبه مطالعه در اسرار آفرینش بود، هر چند ایشان آن را نگاه منجّمانه میپنداشتند.]]
سپس نگاهی به ستارگان افکند [و اندیشید].