و (نیز) همسرش، در حالی که هیزمکش (دوزخ) است،
Al-Masad 111:4
Compare 5 Persian translations
وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ
DragHold to move · × to hide
و زنش، آن هیمهکش [آتش فروز]،
و [نیز] همسرش که هیزم کش است [در آتش زبانه دار در آید.]
و همچنین همسرش که (در اینجا آتش بیار معرکه و سخنچین است در آنجا بدبخت و) هیزمکش خواهد بود. [[«إمْرَأَتُهُ»: همسرش. عطف بر ضمیر فاعلی مستتر در اصل (سَیَصْلَی) است. «حَمَّالَةَ»: بسیار بارکش. مفعولٌبه برای فعل محذوفی است و مخصوص به ذمّ است. برخی آن را حال هم دانستهاند. «الْحَطَبِ»: هیزم. «حَمَّالَةَ الْحَطَبِ»: هیزمکش. کنایه از سخنچین است که با برافروختن آتش کینهتوزی و دشمنانگی در میان مردم، خرمن محبّت و مودّت آنان را آتش میزند، و رشته دوستی و رابطه خویشاوندی همگان را میگسلاند.]]
و همسرش [اُمّجمیل، آن] هیزمکش [آتشافروز نیز وارد آتش دوزخ میشود].